تبليغاتX
عاشقتم شراره


نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:40 توسط هاشم |

دل من

 

اینم فرشتهی دلم

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:28 توسط هاشم |

شراره

اینم عکس اون

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:12 توسط هاشم |

 

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:8 توسط هاشم |

سلام

اومدم بگم که خیلی دلم گرفته

دیگه از همه چی سیر شدم

چرا هر چی اتفاق بد هست میاد پیش من

می خوام به خدا بگم که برای یکبار هم که شده خودشو جای من بزاره

اونوقت می فهمه که چه زجری میکشم

می خوام داد بزنم

خنده از روی لبام رفته

چه جمله ای قشنگتر از اینکه بگم دلم شکسته

فقط همین.....تا آپ بعدی بای

 

 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:51 توسط هاشم |

 

نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15:48 توسط هاشم |

چاکرتیم

اول به نام عشق

، دوم به نام تو

، سوم به ياد مرگ.

 بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

معلــــــــــــــــم گفت الف:

گفتم او

معلــــــــــــــــم گفت ب:

گفتم با او

معلـــــــــــــــم گفت پ:

گفتم پيش او

معلـــــــــــــــــــم گفت ج:

خواستم بگويــــــــم جــــــــــــــــــدايی

گفت:ديــــــــــــــــگر بس است

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 16:17 توسط هاشم |

اینم از کیک تولد

فقط دعوا نکنین به همتون میرسه

دست پخت هاشم  خان

آخه اول فروردین روز تولدمه

۱ / ۱ / ۱۳۶۹

زندگی آب روانیست روان میگذرد .................

                                            آنچه اقبال منو توست همان میگذرد

                           ........................................................

بگیر از من گل یاد بودی  

                          که تنها لایق این گل تو بودی

                                                           هزاران خواستند از من بگیرند

                                              ندادم

                          چون عزیز من توبودی

         

مرا در قبر سیاهی بگذارید تا همه بدانند در سیاهی ترین تاریکی ها جان باخته ام.

هر گاه در جای قبر من تردید داشتید قطعه سنگی را از کوه بغلتانید هر جا آرام

 گرفت بدانید آنجا قبر من است.

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند به آنچه خواستم نرسیدم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند تا آخرین لحظه چشم انتظار مانده ام.

موهایم را پریشان بگذارید تا همه بدانند در این دنیا هیچ امید و آرزویی نداشتم.

بوته گلی وحشی در تابوتم بگذارید تا به جای معشوقم همراهم باشد.

تکه یخی روی قلبم بگذارید تا با تابش آفتاب،آب شود و به جای عزیزم برایم بگرید.

 

اشتباهي كه يك عمر پشيمانم از آن
اعتمادي است كه بر مردم دنيا كردم

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 14:44 توسط هاشم |

دوست داشتن

خوشا مرغي که در کنج قفس با ياد صيادش ...

چنان خرسند که پندارند آزادش ...

نميگويم فراموشش مکن ...

 گاهي بياد آور ...

اسيري را که ميداني نخواهي رفت از يادش

آخِی ......
تا حالا دقت کردین یه دختر یا پسر ( که اکثرا دخترا اینجوری میشن ) وقتی که دوتا دختر و پسر رو با هم توی یه جمع عمومی میبینن که دسشتون تو دست همدیگه هست یا دارن با هم حرف می زنن یا اینکه با یه تریپ عاشقونه رفتار میکنن ، چه حالی میشن ؟
پیش خودم فکر میکنم شاید داره حسودیشون میشه ؟! یا شاید هم غصه همچین صحنه ای رو برای خودشون می خورن ؟! یا شاید واقعا خوشحال میشن که میبینن 2 نفر اینقدر عاشق همدیگه هستن ؟!
( من خودم جزء دسته آخر هستم )
اما اگه واقعا دقت کنین...اگه تو فکر برین که الان اون دو نفر چه حالی ممکنه داشته باشند....
آخه حسودی چرا؟چرا غصه بخوری؟
یادمون باشه، عشق دونفر به هم، باعث بشه تا ما به زندگیمون بهتر و بیشتر فکر کنیم.
به اینکه ما هم عاشق باشیم. اما اول عشق به خالق.
( اصلا خنده نداره حرفهای من.چیه؟مگه من آدم نیستم که از این حرفها بزنم؟اتفاقا من آدم هستم نه تو که داری به حرفهای من میخندی ..... )
یا حق.

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 14:59 توسط هاشم |

نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:47 توسط هاشم |